گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
24
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
هيجده ماه از روزى كه برادر الياس دوسنت آلبر نامه پاپ را دريافت داشته بود تا روزى كه اين نامه در شرايط مناسب به حضور شاه ايران تقديم مىشد ، مىگذشت « 1 » . عاليجناب الياس مىنويسد كه بنظرش آمد كه سفير پرتغال آمادگى كامل دارد ، بخصوص كه در اين زمينه حامل پيامى نيز از سوى نايب السلطنه مىباشد و موثر بودن آن را مىستايد و چنين مىنويسد : « سفير پرتغال هنگام تقديم نامه حضرت پاپ همراه با عريضه ديگرى از سوى دوك اعظم توسكان « 2 » كه آن هم مربوط به همين امر بود طورى با شهامت و كاردانى موضوع را مطرح كرد كه بالاخره موفق شد هرگونه مخالفت را خنثى نمايد و پيروزمندانه ما را به محل اقامت خودمان هدايت كند « 3 » . احتياط و كاردانى سفير پرتغال هنگام مذاكراتش با شاه ايران ، در گزارش مسافرت وى كه تا اندازهى به اين امر نيز اشاره شده ، منعكس گرديده است . در گزارش نامبرده سفير پرتغال بيش از آنچه كه درباره دستورات نايب السلطنه سخن گفته است ، در اينمورد حرفى نمىزند . عاليجناب الياس دوسنتآلبر در روز بيست و هشتم ژوئن 1697 به پاپ گفت ، هر چند بردار كنراد دولاسومپسيون « 4 » در مقام فرستاده شخص پاپ در بثمر رساندن اقدام ماهرانهاى كه بوسيله فرستاده پادشاه پرتغال آغاز شده بود سهمى داشته است اما بايد اذعان كرد كه نقش سفير پرتغال همانند مأموريتى بوده است كه از سوى يك فرستاده پروردگار انجام شده باشد . وى با مخالفت بسيار شديدى روبرو گشته و موفق شده بود چنين مخالفتى را از ميان بردارد . به همين دليل كشيش
--> ( 1 ) - اين نامهها در اوايل آوريل 1695 بدست او رسيده بود . رجوع شود به Carmelites صفحه 476 . ( 2 ) Toscane ( 3 ) نامه عاليجناب الياس به مركز مبلغين Congregation de Propaganda Fide مورخ 27 آوريل 1697 در كتاب Carmelites صفحه 478 . ( 4 ) Conrade de I'Assomption